تبليغاتX
خنده های گریه دار
 .: بیا عزیز :.
نوشته شده توسط علی در یکشنبه سیزدهم اسفند 1385 | موضوع:
 ادم ها
میگن آدمها چند تا رو دارند.

این دسته از آدمها آدمهای ساده ای نیستند.

ولی بعضی ها نه...

یه رو دارند.صاف و ساده.مثل آینه.

این دسته کم یابند.

مثل مروارید.

حالا چرا تو این زمونه که هیچ کس به کسی رحم نمی کنه باید ساده باشی.

اونهایی که چند تا رو دارند چند دسته هستند.

دسته اول:اونهایی که خودشون رو آدمهای متفاوت و حرفه ای می دونند.

دسته دوم:دسته دوم آدمهای روباه صفتی هستند "این دسته به شدت خطر ناکند"

دسته سوم:بیخود ترین موجودات عالم بشریتند در اصطلاح بهشون میگن تازه به دوران رسیده.

دسته چهارم:این دسته آدمهای بدی نیستند ولی چون چندرو دارند من زیاد ازشون خوشم نمی یاد.

واما آدمهای ساده ویک رو.

این دسته ظاهر و باطنشون یکیه.

دوست داشتنی اند.

زیاد اشتباه می کنند.

فکر می کنند همه مثل خودشون ساده و بی ریا هستند.

با همه به خا طر خود طرف دوست هستند نه چیز های مادی و ...

من عاشق این جور آدمها هستم.

هر چند کم یابند.

مثل مروارید.
نوشته شده توسط علی در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385 | موضوع:
 به خاطر تو
به خاطر تو می نويسم ، به خاطر تو می خونم ، به خاطر تو زنده ام ، به خاطر خودت ، وجودت

، نگاهت ، غرورت . تويی که شدی همه چيزم ، دوست دارم هميشه باهام باشی .

نمی دونی

چقدر دوست دارم ، به خدا نمی دونی ، اگه می دونستی ...

نوشته شده توسط علی در شنبه هفتم بهمن 1385 | موضوع:
 دایی جونم
اگه چشمات نبودن، دنيا اين رنگي نبود

رو لب پرنده ها،ديگه آهنگي نبود

اگه چشمات نبودن،آسمون آبي نبود

گلاي ياس ِ سفيد، توي ِ هيچ خوابي نبود

اگه چشمات نبودن، شب ِ مهتابي نبود

پشت ِِ اَبراي ِ دلم ديگه آفتابي نبود

اگه چشمات نبودن، كي واسم گريه مي كرد

دل ِ من وقتي شكست، به كجا تكيه مي كرد

گه چشمات نبودن،كي با من سفر مي كرد ا

واسه جشن ِ ماهيا كي ماهُ خبر مي كرد

اگه چشمات نبودن، كي گلا رو آب مي داد

واسه گنجشك دلم كي يه جاي ِ خواب مي داد

حالا چشمات با مَنن كه هنوز نفس دارم

جُرأت پر كشيدن از توي ِ قفس دارم

ديگه چشماتُ نگير،كه من آزُرِده بشم

: مثلِ گل تو فصل يخ،زردُ پژمرده بشم تا كه چشماتُ دارم شعراي تازه ميگم

مش از پنجره اي،كه به روم بازه مي گم

پویا شکیبا ۸۵/۵/۵

این شعر برای دایی من بود ۲۲ سالش بود خود کشی کرد اگه اینو خوندی یه فاتحه براش بفرست مرسی خواب زده به سرم عکس داییمو بذارم میزنین زیره گریه انقده خوشگله حیف حیف افسوس که در بین ما نیست خدافظ بچه ها
نوشته شده توسط علی در سه شنبه بیست و ششم دی 1385 | موضوع:
 المپیک در ایران
ابراهیم نبوی :

به دنبال اعلام عدم آمادگی چين در اواخر نوامبر 2006 برای برگزاری المپيک 2008 در اين کشور، ايران آمادگی خود را برای برگزاری اين جشن ورزشی باشکوه جهانی اعلام کرد.
اکنون با گذشت سه سال، ايران از سه روز قبل برگزاری المپيک را آغاز کرده است و در همين سه روز تمام دوربين های خبری جهان و کانالهای تلويزيونی متوجه ايران، اين سرزمين هزارويکشب شده است.

مشعل المپيک منفجر شد

بالاخره مشعل المپيک پس از چهار سال از يونان به ايران رسيد و حسين رضازاده قهرمان وزنه برداری جهان به عنوان نماينده ورزشکاران ايران آتش را به سوی مشعلی که توسط واحد عمليات سپاه ساخته شده بود، پرتاب کرد تا آن را روشن کند، اما به دليل محاسبات غلط، مشعل بزرگ ورزشگاه آزادی منفجر شد و سی نفر کشته و تعدادی زخمی شدند. سخنگوی استاديوم آزادی اعلام کرد: چيز مهمی نبود، خوشبختانه هموطنان خودمان کشته شدند و براساس شناسايی های صورت گرفته اکثر آنها اصلاح طلب بودند.

مقررات ويژه

محسن مهرعليزاده دبير ايرانی المپيک ۲۰۰۸ تهران، طی مصاحبه ای به برخی مقررات المپيک تهران اشاره کرد و گفت:

۱) المپيک خواهران بطور جداگانه برگزار می شود تا برادران تحريک نشوند. برادران حق حضور در اين المپيک را نخواهند داشت. مربيان مرد ورزشکاران زن می توانند قبل از مسابقه ورزشکاران خود را راهنمايی کنند.

۲) در بخشی از المپيک مردان حضور تماشاگران زن بلامانع است، اما در ورزشهايی مانند شنا و ژيمناستيک و ساير ورزشهای تحريک کننده تماشاگران زن حق حضور نخواهند داشت.

۳) حضور ورزشکاران اسرائيل ممنوع است و در صورت مشاهده اين ورزشکاران به عنوان جاسوس دستگير می شوند.

۴) برندگان مسابقات علاوه بر دريافت مدال طلا و نقره و برنز جهت اعتلای روحيه ورزشی به مکه و مدينه مشرف خواهند شد. رفتن به اين سفر اجباری است و در مورد کسانی که به دليل پيروی از اديان ديگر حق ورود به مکه و مدينه را ندارند، کميته ارزشی المپيک طی مراسمی اين افراد را به دين مبين اسلام مشرف می کند و اقدامات تکميلی را نيز انجام می دهد.

حمل و نقل در تهران

خبرنگاران گزارش می دهند که با وجود ايجاد خطوط ده گانه مترو حمل و نقل دو ميليون تماشاگر ميهمان به دشواری صورت می گيرد. اين تماشاگران که نيم ميليون نفرشان به دليل رعايت مسائل اخلاقی در جزيره کيش مستقر هستند، می بايست از سه روز قبل از هر مسابقه آماده شوند تا از جزيره کيش به فرودگاه امام خمينی و از آنجا با هليکوپتر به فرودگاه مهرآباد و از آنجا با مينی بوس به ميدان آزادی و از آنجا با مترو به شهرک المپيک منتقل شوند.

قير و قيف در تهران

عليرغم سرمايه گذاری وسيع شهرداری و دولت ايران هنوز استاديوم دو و ميدانی کاملا احداث نشده است. مسئول اين استاديوم گفت: هنوز موفق به خريد زمين آن نشده ايم، اگر امروز بتوانيم تا عصر زمين را معامله کنيم نيروی ارتش و بسيج با استفاده از دويست هزار بسيجی می توانند تا چهارده ساعت بعد استاديوم را بسازند. وی گفت: مشکل آسفالت بسيار جدی است، يک روز قير نيست، يک روز قيف نيست و يک روز مسوول پروژه مشغول فعاليت حزبی است.

لباس شخصی ها در استاديوم

امروز در استاديوم شهيد شيرودی که محل برگزاری مسابقات هندبال و بسکتبال است ميان تماشاگران طرفدار جبهه دموکراسی و حقوق بشر از يکسو و لباس شخصی های طرفدار رئيس جمهور از سوی ديگر درگيری رخ داد و مسابقه بسکتبال ميان کوبا و لهستان برگزار نشد، قرار است اين مسابقه فردا شب در ساعاتی که لباس شخصی ها به خواب می روند در يک استاديوم ناشناس برگزار شود.

رئيس جمهور ۱۶ گل زد

دکتر محمود احمدی نژاد امروز در جريان مسابقه فوتبال ميان ايران و تاجيکستان حاضر شد و بر اساس حکم حکومتی به عنوان کاپيتان تيم ملی منصوب شد. در پی حضور وی در استاديوم تعداد زيادی از تماشاگران خارجی و ايرانی از ترس سکته کردند و در حالی که کليه اعضای تيم تاجيکستان از ترس گريه می کردند، ايران موفق شد با نتيجه ۱۶ بر صفر پيروز شود. هر شانزده گل اين بازی توسط رئيس جمهور زده شد.

ايران - ودکا، ودکا - ايران

سفارتخانه های انگليس، فرانسه، هلند، ترکيه، آلمان، آمريکا و چند کشور ديگر هر کدام مبلغ پنج ميليارد دلار به عنوان وثيقه آزادی ۳۲۷۸۵۶ نفر از تماشاگران خود را که در سه روز گذشته به دليل رفتارهای مخالف شوون اسلامی دستگير شده اند، پرداختند تا آنان آزاد شوند و بتوانند بقيه مسابقات را ببينند. جوئل اسميت آمريکايی که از زندان آزاد شده بود، گفت: من آبجو خورده بودم و مرا گرفتند، در حالی که بقيه ايرانی ها ودکا می خورند و آنها را نمی گيرند، وی گفت: من هم از اين به بعد ودکا خواهم خورد، وی شعار داد: ايران- ودکا، ودکا- ايران.

شاهين پن گزارشگر نيويورکر

شاهين پن، شان پن سابق و گزارشگر نيويورکر که برای هجدهمين بار بعد از انتخابات رياست جمهوری احمدی نژاد به ايران سفر کرده است، در گزارشش نوشت: بسياری از تماشاگران اروپايی و آمريکايی از رفتن به استاديوم برای ديدن مسابقه خودداری می کنند، چون تماشای شهر تهران هيجان انگيز تر است. وی که مسلمان شده و نام شاهين را انتخاب کرده است، نوشت: خبرنگاری در ايران مثل اين است که دوربين در دست به فاصله پنجاه متری يک بمب نشسته باشی که قرار است يک دقيقه بعد منفجر شود. همه چيز عالی است

شهر قم در این زیر بخونید صفا کنید
ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی در چهارشنبه هشتم آذر 1385 | موضوع:
 بدبختی من
نیرو انتظامی ماشین منو گرفت <BR><BR>مَرحَـبَـکُـمُ لله بالخَیر وَ یَـتَبـارَکَ حورییونَ اَلکَثیرَه فی اَلقَصرِ اَلجَمیل فی اَلجَنَّة. اَخلِی جائِنا<BR>مرحبا بر شما و مبارک باشد حوریهای زیادی که در قصری زیبا در بهشت منتظر شمایند، جای مارا هم خالی کنید.<BR><BR><BR>البته این حوری ها هم به شما خانمها نمیرسه مگر اینکه همجنس باز باشید<BR><BR><BR>دوستم میگفت دیشب تو تلویزیون رئیس نیرو انتظامی اومده و گفته که از این به بعد با یه سری تخلفات <BR>برخورد قاطعانه ای صورت میگیره و با متخلفان به شدت برخورد میشه!! من باورم نمیشد تازه در همین راستا ماشینای یه <BR>سری از بچه ها (با ماشین من بد بخت )رو خابوندن و معلوم نیست که چقدر باید الّاف بشیم و چقدرم تیغ زده بشیم تا ماشیمانومو بگیریم !!!<BR>میدونین اون تخلفات وحشتناک که نیروی انتظامی میخواد جلوشو قاطعانه بگیره چیه ؟؟ حتماْ خیال میکنین که لابد گرفتن دزدا و قاچاقچیا و معتادا و ایناست!!! اما نه مساله بغرنج تر از ایناست و اینایی که گفتم اصلاْ جرم نیست!! اون تخلفات ایناست : <BR><BR>1-بودن سگ و گربه و سایر حیوانات خانگی داخل ماشین !!!!!!!<BR>2-بودن خانومای بد حجاب داخل ماشین !!!!<BR>3-پوشیدن مانتوهای کوتاه و تنگ که برجستگیهای بدن رو نمایان میکنه !!!!<BR>4-پوشیدن شلوارهای کوتاه (برمودایی) توسط خانمهای محترمه !!!<BR>5-شنیده شدن صدای موسیقی از داخل ماشین ولو اینکه به آهنگای صَد مَن یه غازرادیو گوش بدین !!!!<BR>6-داشتن قیافه عَجَق وَجَق و اونچه که نشان دهنده ظاهر یک فرد مسلمان نباشه !!!<BR><BR>من که دیگه داغ کردم و نمیفهمم چطور اینا به خودشون اجازه میدن تو کار دیگران دخالت کنن!! <BR>مگه اونا وکیل وصی مردمن؟؟ واقعآْ به آدم فشار میاد و آدم تا اونجاشم میسوزه. نمی دونم، شاید این مسایل اصلاْ مهم نیست و من خیلی حساسم؟ <BR><BR>اما یکی نیست بگه:<BR><BR>- آخه به تو چه که من میخوام با سگم برم بیرون. مگه گردن بابات قلاده بستم که ناراحتی؟<BR><BR>-آخه به تو چه که ضبط ماشینم سی دی میخوره یا نمیخوره و توش چیه! مگه آهنگای من استیل سکس بابا ننتو تشریح میکنه؟<BR><BR>-آخه به تو چه که مـــن با چه لباسی میرم بیرون! مگه همه باید مثل تو بدقیافه و بوگندو اینور اونور برن تا به سعادت ابدی برسن؟ اگه نخوان باید کیو ببینن؟؟ <BR><BR>-آخه به تو چه که اون دختری که با منه چه نسبتی با من داره! <BR>-آخه به تو چه که مـــن چه آهنگایی گوش میدم! مگه همه باید صدای گـُه ممد اصفهانی رو گوش بدن؟ یا شایدم همه باید عبدالواصد گوش بدن؟؟ چون تو میگی!<BR>-آخه به تو چه که مـــن چه کانالایی رو نگاه میکنم که واسه من پارازیت میفرستی!<BR>-آخه به تو چه که مـــن آبجو میخورم یا آبدوغ خیار! مگه وقتی مست میشم میام ترتیب نَنَتو میدم؟<BR>-آخه به تو چه که مـــن میرم جهنم یا میرم بهشت مگه تو مسئول اون دنیای منی؟<BR>-آخه به تو چه که مـــن چه فیلمی نگاه میکنم که واسه من فیلمارو قیچی میکنی!<BR>-آخه به تو چه که مـــن ساعت ۲ شب تو خیابون چیکار میکنم! مگه میخوام برم رو خواهرت که انقدر نگرانی؟<BR>-آخه به تو چه که مـــن نماز نمیخونم و بعدن میرم جهنم! تو که میخونی مطمئنی که جات تو ناف بهشته؟<BR>-آخه به تو چه که مـــن بلد نیستم قرآن رو با لحجه گــُـه عربی بخونم! مگه سر قبر بابات قراره من قرآن بخونم؟<BR>-آخه به تو چه که مـــن جای مسجـد بوگـندو میرم بیلیارد بازی میکنم! مگه مسجد بجز واسه ریدن بدرد دیگه ای هم میخوره؟<BR>-آخه به تو چه که مـــن تو چه سایـــتهایی میرم! مگه عکس سوپر بابا ننت رو گذاشتن تو اون سایتها که میترسی؟<BR><BR>حالا بچه ها دعا کنید ماشین منو بدن اصلا بدون ماشین نمیتونم زندگی کنم </P>
<P>یه بار اومدیم دختر بازی کنیما<IMG height=18 src="http://blogfa.com/images/smileys/05.gif" width=18></P>
نوشته شده توسط علی در سه شنبه هفتم آذر 1385 | موضوع:
 مگس
سلام امروز با 2 تا مطلب اومدم دومیش برای کسایی که فکر میکنن من انتی گیرل هستم
اینم قضیه مگس
اگه يه مگس بيفته توی فنجون قهوهء يه انگليسی ، فنجون رو پرت می كنه توی خيابون و از كافه تريا ميره بيرون!

آمريكايی هه ، مگس رو از توی قهوه بيرون مياره و قهوه رو می خوره!

چينی هه ، مگس رو می خوره و قهوه رو احتمالا" دور می ريزه!

اسرائيلی هه ، مگس رو می فروشه به چينی هه و قهوه رو می فروشه به آمريكايی هه!... بعد توی تلويزيون ظاهر ميشه و دست به گريه و زاری ميذاره كه جونش تهديد شده و در خطره!... بعد اين كار رو ميندازه گردن فلسطينی ها و محكومشون می كنه!... بعد سوريه و حزب الله رو متهم می كنه كه از سلاحهای بيولوژيكی استفاده می كنن!... بعد اين قضيه رو يه عمل ضد يهودی و يه نوع گسترش مجدد قتل عام هيتلری عنوان می كنه!... بعد ياسر عرفات رو متهم می كنه كه مگس توی قهوه ش انداخته!... بعد هر چی از كرانهء باختری و نوار غزه مونده رو اشغال می كنه و محصولات مزارع رو از بين می بره و آبرسانی و كمك رسانی به مردم رو قطع می كنه و به هر فلسطينی ای كه توی خيابون راه بره تيراندازی می كنه!... بعد يه كمك نظامی فوری از آمريكا می خواد!... بعد درخواست يه وام يك بيليون دلاری پرداختی طی 100 سال برای خريدن يه فنجون قهوهء ديگه می كنه!... بعد قهوه چی رو مجبور می كنه كه برای جبران اين قضيه اجازه بده تا آخر قرن جاری توی قهوه خونه ش قهوهء مجانی بخوره!

ايرانی هه ، بلند ميشه قهوه رو می پاشه توی صورت قهوه چی و يقه ش رو می گيره و ميفتن به كتك كاری!... بعد بقيهء مشتريهای پاكار هم هيجانی ميشن و يه دعوای حسابی راه ميفته و قهوه چی هم به ضرب چاقو كشته ميشه!... بعد پليس 110 مياد يه عده رو ميبره!... بعد بچهء قهوه چی دچار ناهنجاری اجتماعی ميشه و در آينده مملكت رو هر چه بيشتر به عقب می كشونه!... بعد متهم ها مخفيانه به زندان اوين منتقل ميشن و تا چند سال سرنوشتشون مجهول باقی می مونه!... بعد يه خبرنگار ميره تحقيق كنه و می گيرندش و با لنگه كفش مخشو صاف می كنن!... بعد توجه جهان جلب ميشه و حكم اعدام مشتری مگس خورده از طرف اتحاديهء اروپا و آمريكا مورد اعتراض واقع ميشه!... بعد متصديان حقوق بشر و سازمان ملل به اينور مرز سرازير ميشن!... بعد مشتری مگس خوردهء ما يه قهرمان ملی ميشه و احزاب داخلی ميفتن به جون همديگه!... بعد از چند سال قضيه فراموش ميشه و مردم كماكان به زندگی عاديشون ادامه ميدن!... بعد بچهء قهوه چی كار باباشو ادامه ميده و از روی عقدهء سالهای بچگی ، توی قهوه های مردم مگس و پشه و سوسك و سنجاقك و .... ميندازه!... بعد يه نفر بلند ميشه يقه ش رو می گيره و ................ و عقب موندگی مملكت تا قرن ها ادامه پيدا می كنه
ادامه در پایین
ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی در دوشنبه ششم آذر 1385 | موضوع:
 بخونید بدک نیست..!

آقا پسرها :
صبح به موقع از خواب بیدار میشن یه چیز مختصر می خورن
لباس می پوشن
موهاشون رو شونه میکنن
میرن سر خیابون یه ماشین میگیرن میرن دانشگاه
دخترها :
1.صبح یک کم دیر بیدار می شن

3۰دقیقه یه صبحانه ی مفصل می خورن
25دقیقه لباس عوض میکنن
 1ساعت مشغول آرایش کردن هستند
 2ساعت سر خیابون میاستند تا یه راننده جوون و خوشتیپ به تورشون بخوره
بالاخره بعد از 6 ساعت میرسن
یه دردسر کوچولو تازه از اونجا شروع میشه که استاد راشون نمی ده سر کلاس
اونوقت که سعی میکنن که با ترفند های مخصوص خودشون استاد رو منصرف کنن که موفق هم نمی شن
بعد به سراغ مدیر گروهشون می رن که اونم متوجه غیبت های زیاد ایشون می شن پیشنهاد حذف اون واحد رو می دن
تازه وقتی که از رئیس دانشکده و دانشگاهشون هم مایوس میشن دردسر بزرگ شروع میشه
اون وقته که روی یک پارچه بزرگ می نویسن((حقوق زنان در ایران پایمال میشه)) و میرن دنبال حقوق پایمال شده خودشون

یک عده از همه جا بی خبر هم میفتن دنبالشون * كيا؟؟؟ همون پسرای كف كرده خيكی هاها

آخ که چه حالی میکنن بعضی از این دخترا میدونین چرا؟

برای اینکه هیچ وقت تو خیابون منتظر تاکسی نمی شن

تازه اگه هم بشن به راننده پول نمیدن

اگه به هر دلیلی خونه ای برای شب موندن نداشته باشن نیازی نیست که دنبال هتل بگردن

تازه بعضیا دیگه پول میوه مواد غذایی و....... هم نمی دن

و ..................

ولی خداییش دست اون دختر رو باید بوسید که حاضر ۲ برابر پول تاکسی رو بده ولی پاک بمونه

اینم بگم خداییش من از جایی کپی نمیکنم بچه ها فعلا

نوشته شده توسط علی در شنبه چهارم آذر 1385 | موضوع:
 تفاوت دختر و پسرهای ایرونی..!
1-دختر ها خيلي دوست دارند جاي پسر ها باشند اما پسر ها اصلاً دوست
ندارند جاي دختر ها باشند

2-اگر يه دختر يک مشکل غير قابل حل داشته باشه از خونه فرار ميکنه اما
يه پسر اگر يک مشکل غير قابل حل داشته باشه اعضاي خانواده اش رو از
خونه فراري ميده!

3-يه دختر اگر دو تا مشکل غير قابل حل داشته باشه خودکشي ميکنه اما
يه پسر اگر دو تا مشکل غير قابل حل داشته باشه اعضاي خانواده اش رو
ميکشه

4-يه پسر اگر 3 تا مشکل غير قابل حل داشته يه هفته افسرده ميشه بعد با
3 تا مشکل کنار مياد و زندگيش رو ميکنه اما تا کنون دختري که 3 تا
مشکل داشته باشه ديده نشده چون همشون در مرحله دو تا مشکل
خودکشي ميکنند و به سه تا نميرسه مشکلاتشون!!!

5-دخترا از پسرا موهاشون کوتاهتره!

6-دخترا مي خوان سر پسرا کلاس بزارن اما در نهايت سر خودشون کلاه
ميره ولي پسرا مي خوان سر هر موجود زنده اي که ميبينن کلاه بزارن و
در نهايت موفق ميشن

7-اگر به يه دختر بگي دوست دارم فکر ميکنه تو چقدر خوبي و عاشقت
ميشه اما اگر به يه پسر بگي دوست دارم فکر ميکنه تو چقدر بي جنبه و
جوات هستي دست به هر کاري ميزنه تا از شرت خلاص شه!

8 -نقطه قوت پسرا چشماشونه اما نقطه قوت دخترا چشم و گوش ابرو و
دماغ و دهن و .........هست.

10-دخترا فکر مي کنن بهترين راه براي بهترين راه براي داشتن يک رابطه
خوب و مداوم صداقت و راستگويي هستش ولي پسرا مطمئن هستند
بهترين راه دروغگويي و گرفتن سوتي از طرف مقابله!

11-دختر ها از درس و مدرسه بيزارند ولي پسر ها از درس و مدرسه
فراري هستند!

12- پسر ها به هم حسودي نمي کنن اما دخترا به هم حسودي مي کنن.

13-اگر برادرتون دوست دختر داشته باشه شما سعي مي کنيد با اون دختر
آشنا بشيد ولي اگر خواهرتون دوست پسر داشته باشه شما قسم
مي خوريد! که هم پسره و هم خواهرتون رو سر به نيست کنيد.

14-دختر ها زير بار حرف زور ميرن اما پسر ها خودشون
حرف زور ميزنن

16-اگر يک دختر در يک جمع سوتي بده تا آخر ديگه هيچ حرفي نميزنه اما
پسر ها در يک چمع فقط سوتي ميدن!

17-يک دختر اگر 24 ساعت با دوست پسرش صحبت نکنه افسرده ميشه
اما يک پسر اگر 24 ساعت با دوست دخترش صحبت نکنه با اون يکي
دوست دخترش صحبت ميکنه.

18-پسر ها ميدونن جنبش فمنيسم چيه واسه همين ازش متنفرن ولي دخترها
نميدونن جنبش فمنيسم چيه واسه همين طرفدارشن!

19-يک دختر اگر با دوست پسرش به هم بزنه ديگه با هيچ پسري دوست
نميشه اما يه پسر اگر با دوست دخترش به هم بزنه با 3-4 تا دختر ديگه
دوست ميشه!

-يک دختر اگر توي خيابون پسري ازش بپرسه ساعت چنده
ميگه:ساعت 7.اما يه پسر اگر يه دختر ازش ساعت بپرسه ميگه :ساعت
7 و 2 دقيقه و 24 ثانيه,اينم شماره تلفن من ..... سر ساعت 9 منتظر
تماستم!
-اگر يه دختر به يه پسر نگاه کنه , پسره فکر مي کنه که خيلي خوش
تيپه ولي اگر يه پسر به يه دختر نگاه کنه دختره فکر ميکنه که پسره چقدر
بي چشم و رو هستش!

-دختر ترشيده ميشه اما پسر نه!!!!

- بعد از خوندن اين مطلب پسرا اول 2 دقيقه فکر ميکنن تا مفهوم مطلب
رو بفهمند و چون بعد از دو دقيقه نمي فهمند مي زنن زير خنده و ميگن
خيلي باحال بود اما دخترا بعد از خوندن اين مطلب 2 ساعت حرص ميخورن
و فکر ميکنن به شخصيت دختراي ايروني توهين شده و در نهايت
چون مفهوم اين مطلب رو نفهميدن به نويسنده اش ميل ميزنن و فحش
ميدن!!!

اینم وبلاگ دیگه ممنون میشم سر بزنید البته ۱ سال اپ نکردم دلتنگ تو

نوشته شده توسط علی در جمعه سوم آذر 1385 | موضوع:
 اگه یه دختر دو خواستگار داشت چاره چیه؟(تو کشورهای مختلف)
توي ايران: فقط پول موضوع رو حل مي کنه! پدر و مادر دختر مي شينن با همديگه مشورت مي کنن و خواستگاري که پولدار تر و گردن کلفت تره رو انتخاب مي کنن! عاشق شکست خورده اگه توي عشقش جدي باشه يا بايد خودشو بکشه يا رقيب رو از ميدون به در کنه يا افسردگي مي گيره و ...

توي ژاپن: جوان اولي از عشق جوان دومي نسبت به دختر محبوبش متاثر ميشه و خودکشي مي کنه! جوان دومي هم از مرگ همنوع خودش اونقدر اندوهگين ميشه که خودکشي مي کنه! بعدش براي دختر ژاپني هم چاره اي جز خودکشي نيست!

توي اسپانيا: مرد اولي توي دوئل ، مرد دومي رو از پاي در مياره و با زن محبوبش به آمريکاي جنوبي فرار مي کنن!

توي انگلستان: دو تا عاشق با کمال خونسردي حل قضيه رو به يه شرط بندي توي مسابقه ء اسب سواري موکول
مي کنن! اسب هر کدوم برنده شد ، معشوق مال اون ميشه!

توي فرانسه: خيلي کم کار به جاهاي باريک مي کشه! دو تا مرد با همديگه توافق مي کنن که خانم مدتي مال اولي و مدتي مال دومي باشه!

توي استراليا: دو تا مرد بر سر ازدواج با معشوق مشترک سالها مشاجره مي کنن! اين مشاجره اونقدر طول مي کشه تا يکي از طرفين پير بشه و بميره ، يا از يه مرضي بميره! اونوقت اونکه زنده مونده با خيال راحت به مقصودش مي رسه!

توي قفقاز: جوان اولي دختر محبوب رو بر مي داره و فرار مي کنه! دومي هم دختر رو از چنگ اولي مي دزده و پا به فرار مي ذاره! باز اولي همين کار رو مي کنه و اين ماجرا دائما« تکرار ميشه!

توي نروژ: معشوقه ء دو مرد براي اينکه به جدال و دعواي اونها خاتمه بده خودشو از بالاي ساختمون مرتفعي ميندازه پايين و غائله ختم ميشه!

توي آفريقا: قضيه خيلي ساده ست و جاي اختلاف نيست! دو تا مرد ، زني رو که مي خوان عقد مي کنن و علاده بر اون ، بيست تا زن ديگه هم مي گيرن!

توي مکزيک: کار به زد و خورد خونيني مي کشه و يکي از طرفين کشته ميشه! ولي بعدش اونکه رقيبش رو کشته از دختر مورد نظر دلسرد ميشه و دخترک بي شوهر مي مونه!

توي آمريکا: حل قضيه بستگي به زن داره و هر کس رو انتخاب کرد با اون ازدواج مي کنه!

نوشته شده توسط علی در پنجشنبه دوم آذر 1385 | موضوع: